محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
208
الحياة ( فارسي )
ملاكهاى محوكنندهء سعادت فردى و اجتماعى و دنيوى و اخروى انسان ، مجوّزى - حتى محدود - براى آن مىماند كه مسلمان واقعى در صدد دست يافتن به مال فراوان برآيد ؟ آيا اين گونه مالكيّت ( مالكيّتهاى تكاثرى ) ، پس از آن همه نكوهشهاى شرعى ، حرام نمىشود ؟ مگر حرام چيست و چگونه به وجود مىآيد ؟ آيا پس از اين ملاكها مالكيّت از لحاظ كمّى نيز محدوديّت پيدا نمىكند ؟ اگر اينها همه ، ملاك « حرمت » نتواند گشت پس ملاك حرمت چه چيز خواهد بود ؟ « 1 » - امام ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا « ع » هر چه را كه در ميان مردم ايجاد فساد كند ، حرام شمرده است . « 2 » و ايجاد فساد كردن مال تكاثرى در ميان مردم بعضى از آثار آن است . شيخ حرّ عاملى ، فصلى در بارهء « حرام بودن قساوت قلب » آورده است ، « 3 » كه اين نيز يكى از آثار تكاثر مالى است . و آيا حرمتى اين چنين - با همهء پيامدهاى كوبنده اى كه در برابر برخى از آنها وعدهء آتش داده شده است - سبكتر از حرمت بىحجابى يا شراب فروشى است ؟ و سپس ذكر قضايايى از ابو ذر غفارى در بارهء اموال خواهد آمد ، از جمله اينكه : چون از فراوانى تركهء عبد الرّحمان بن عوف باخبر شد ، و شنيد كه خليفهء زمان او را مىستايد - كه « زكات » مىداد و مردمان را به مهمانى مىخواند - ، و كعب الأخبار گفتهء خليفه را تأييد مىكند ، با شناختى كه ابو ذر از دين اسلام داشت ، و از نزديك با اهداف اين دين آشنا بود - چون ديد كه عدالت پايمال شده است عصبانى شد ، و با عصاى خود بر سر كعب كوفت ، و سخن تاريخى خود را - كه در گوش تاريخ طنين افكنده است - اين چنين ادا كرد : « يا ابن اليهودى ! تقول لرجل مات و ترك هذا المال ، إنّ الله أعطاه خير الدّنيا و الآخرة ، و تقطع على الله بذلك ؟ و أنا سمعت رسول الله « ص » يقول : « ما يسرّني أن أموت و أدع ما يزن قيراطا » « 4 » - ( 1 ) اى يهودى زاده ! در بارهء
--> « 1 » نيز - فصل 3 ، از اين باب ، بند « يا » ( جلد سوّم ) . « 2 » حديث در صفحهء 190 آورده شد . « 3 » « وسائل » 11 / 336 . « 4 » « الغدير » 8 / 303 ؛ چاپ نجف اشرف ، مطبعة الزّهراء ( 1370 ق ) ؛ و 296 ، چاپ بيروت ، دار إحياء الكتاب العربي ( 1387 ق ) .